طلبه نوشت
وای به روزی که...

یکشنبه 2 تير 1398

وای به روزی که...

علمای عزیز ،فضلای بزرگوار ، طلاب ارجمند در بحث خودسازی و تعلیم و تربیت خانواده هایتان جدی و کوشا باشید. چرا بایدیک طلبه خیلی راحت گناه کبیره را مرتکب شود که به دنبال او دیگران هم اینگونه بد عمل کنند. بدانید که همه ما در محضر الهی مسؤول هستیم.

طلبه ها را هم امربه معروف ونهی از منکر کنید
امر به معروف و نهی از منکر از اصلی ترین ارزشهای دینی است.(١)
قال الله فی القرآن الکریم:
(یا بنی اقم الصلوه و أمر بالمعروف وانه عن المنکر واصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور)
لقمان به پسرش فرمود:ای پسرک من! نماز را برپادار و به کار شایسته که دین و خرد ،آن را به نیکی می شناسند فرمان ده واز کار ناشایست نهی کن و بر مصیبت و رنجی که به تو رسیده شکیبا باش [وبدان] که صبر و شکیبایی برخاسته از ارادهء جدی و قاطع در کارهاست. (٢)
یک روز در مینی بوس نشسته بودم که تعدادی مسافر وارد شدند .یکی از آنها که یک خانم جوانی بود که کنار من نشست .
بعد از مقداری سکوت و تأمل ازمن پرسید شما طلبه هستید؟ حوزه علمیه درس می خونید؟
گفتم:بله ، بفرمایید...
گفت:ما با یکی از مسؤولین مدرسه ارتباط دوستانه و خانوادگی داریم.
این را که گفت کنجکاو شدم ببینم افتخار همراهی با چه کسی را دارم؟.
سرم را چرخاندم و نیم نگاهی به ظاهر خانم انداختم .
متأسفانه ظاهر مناسبی نداشت . از آن تیپ هایی بود که مدام و عمدا دق دل ما طلبه ها را زیاد می کنند.
حجاب ناقص با آرایش غلیظ ، ناخن های لاک زده و...
خلاصه از آن وضعیت های خاص که حسابی رنگ و بوی عروسی داشت.
تعجب و کنجکاوی بنده باعث شد یک سری پرسش و پاسخ هدفمندانه بین ما رد و بدل شود.
کاشف که عمل آمد معلوم شد که مدرک از دانشگاه دارد. دارای یک خواهر طلبه متأهل که بواسطه این بزرگوار! به حوزه علمیه خواهران یکی از استانهای همجوار ورود و جهت تدریس درس ادبیات پذیرفته شده بود.
توپش پر بود.با ادعای اینکه طلبه ها خودشون از همه بدتر هستند .غیبت می کنند ،حسادت دارند و اخلاق را رعایت نمی کنند... یکی به میخ می زد و یکی به تخته.
فرصت را غنیمت شمردم ودر طول مسیر با هدف ارشاد ، به دفاع از اسلام مظلوم و طلبه های بی گناه حوزه علمیه ای که چوب بی مسؤولیتی ، بی قیدی و بی غیرتی برخی را می خورند پرداختم.
و در پایان مسیر که انگار تحت تأثیر قرار گرفته بود،مؤدبانه عذرخواهی نمود و از یکدیگر جدا شدیم.
و من همچنان ذهنم در گیر این موضوع بود که مگر بنای اسلام بر اخلاق نیکو نیست.؟!چرا باید اینهمه تضاد بین خانواده های طلاب وجود داشته باشد؟!
علمای عزیز ،فضلای بزرگوار ، طلاب ارجمند در بحث خودسازی و تعلیم و تربیت خانواده هایتان جدی و کوشا باشید.
چرا بایدیک طلبه خیلی راحت گناه کبیره را مرتکب شود که به دنبال او دیگران هم اینگونه بد عمل کنند.
بدانید که همه ما در محضر الهی مسؤول هستیم.

١_مفاتیح الحیات،آیت الله جوادی ملی،ص5١٠
٢_قرآن کریم،سوره لقمان،آیه ١٧

به قلم: م.رسول‌زاده گندمانی