طلبه نوشت
مسافر دریا

شنبه 18 خرداد 1398

مسافر دریا

قبل از شروع حرکت راهنمای راه،تو را از چند و چون راه آگاه میکند و دلسوزانه موعظه ها میکند از جنس عشق و مهربانی..


آن لحظه ای را مجسم کن که چون مسافری سبکبال برسینه قایقی محکم برروی آب دریاقرار داری.. تو در ابتدای دریایی و قرار است به سوی انتهای این آبی مواج وپر تلاطم حرکت کنی...در انتهای دریا خورشید منور و تابان در انتظار رسیدن توست....
قرار است باد تو را همسفر شود و قایقت را تا اعلی درجه مقصد حرکت دهد...

قبل از شروع حرکت راهنمای راه،تو را از چند و چون راه آگاه میکند و دلسوزانه موعظه ها میکند از جنس عشق و مهربانی..از تو میخواهد هم زمان و همراه باد حرکت کنی و اگر چیزی توجهت راجلب کرد ابدا لحظه ای از حرکت نایستی که منجر به سکون ودر نهایت غرق شدنت خواهدشد..

راهنما برایت میگوید فقط از ماهی ها به اندازه نیاز صید کن وبار خود را بیشتر از این سنگین نکن که موجب هلاک توست ماهی در واقع نماد حلال های دنیایی است که باید در حد نیاز استفاده شود ...آنگاه میگوید به عروس دریایی و دیگر شناوران به ظاهر زیبای دریا توجه نکن که زیبایی ظاهرشان تو را میفریبد وسم وجودشان تو رابه کام مرگ میکشاند..واما عروس دریایی ودیگر شناوران فریبنده نماد حرامهای الهی است که با دلبری های شیطانی شان مدام قصد دلبری ات را دارند...

وبه کوسه ها و نهنگها هم بخاطر کنجکاوی در احوالشان نزدیک نشو...وهمواره از آنها برحذرباش..
و اما نماد نهنگها نماد کارهایی است که در دنیا از آن منع شده ای ولی کنجکاوی بیجا تو را به سمت آنها میکشاند که الحق پایانی جز بدبختی ندارد...

بسم الله الرحمن الرحیم سرانجام سوت آغاز حرکت به صدا در میاید ...در دلت غوغای بزرگی بر پا میشود...هوهوی باد آغاز میشود و تورا به حرکت می اندازد...مواظب باش و از خطرها دوری کن تا سالم به آن مقصد شور انگیز و چشم نواز برسی...

راستی بگذار برایت بگویم که خورشید همان نور الانوار وجلوه تام جلال و جمال الهی است که روشن تر و ظاهرتر از آن هیچ چیز نیست...وبه یاد داشته باش که آن را جز به سوختگان ره عشق نمیدهند...پس در بستر قایقت بسوز و بساز اما از شوری دریا آرامشی نخواه...که چشمه های جوشان ماءمعین را جزدر تصرف خورشید نمیتوانی یافت...فتامل..

به قلم: زهرا قرائی