طلبه نوشت
قسم به عطر معطر اردیبهشت

شنبه 7 ارديبهشت 1398

قسم به عطر معطر اردیبهشت

قسم به جان تو که اگر نام قدیسین مقدم نبود دخترکان پرورده ی ذهنم را به نام تو می سرودم تا در کاشانه ی افکارم همچو قمصر کاشان همواره عِطر گلاب و گلاب گیری در هوایش معلق باشد!

اردیبهشت!
خریدارانت زیادند و واژگان در وصف جمالت کم!
چه بسیار صله زربافت ابریشم پود که توان رقابت با رگبرگ های گل های زاده ی رحم تو را ندارند!
چه بسیار کنیزان و غلامان خوشرو که برای عرض مبارک بودن به محضرت بی اصل ونسب باشند!
حوریان نیز شاید خواستار وصال در ماهی چون تو باشند!
حاضر به تعویض قطره ای از عمر یک ماهه تو حتی با لذت بخش ترین ساعت های بافتنی یک مادربزرگ در کنار آتش اجاقِ ماه دی، که غرق در افکار عمیق دریای مواج
زندگانی اش است و لبخندی از سر رضایت که زمانه مجبورش کرده از او بخرد، نیستم!
هوای تو تکه ای تبرکی از بهشت است! اصلا شاید در بهشت نیز سراسر فصلِ اردیبهشت باشد و بس!
تو گوئی که باغبان، باقیمانده تخم گل های بهشتی را در بطن زمین پاشیده;
اما چه می شود کرد که أرض، عریض است و قدم های بشری بر رویش بسیار!
لگد مال میکنند برکات آسمان را…
اردی بهشت!
قسم به جان تو که اگر نام قدیسین مقدم نبود دخترکان پرورده ی ذهنم را به نام تو می سرودم تا در کاشانه ی افکارم همچو قمصر کاشان همواره عِطر گلاب و گلاب گیری در هوایش معلق باشد!
ای میانه رویِ بهاری!
قسم به برگ برگ گل محمدی که با آمدنت جماعتی منتظر ظهور غنچه های پر عِطر احمدی هستند…تا که با عِطرش در سجاده نماز ملکوتی شوند… محرابشان حرمت بخرد بین عبد و معبود… معطر شود!

آری، اردیبهشت! قسم به عِطر معطرت… قسم به جمال گل محمدی که حالم در هوایت خوب است!

به قلم: نویسنده وبلاگ انارستان

https://annarestan.kowsarblog.ir/