طلبه نوشت
آب خُوشِه راهَ پِیدا کُنِه

یکشنبه 25 فروردين 1398

آب خُوشِه راهَ پِیدا کُنِه

گاهی باسهل انگاری هایمان آتش به جان طبیعت می افتد وهر آنچه نعمت به برکت بهار داشتیم به فنا می رود. وگاهی با زباله هایمان نفس طبیعت را می گیریم. گاهی هم عده ای ژن خوب به جان طبیعت میفتند وتکه تکه اش می کنند. می بلعند ومی بلعند واسمش را می گذارند پیشرفت و تمدن، جهت جذب توریست!

یک سال تمام به انتظارش می نشینیم وبرای آمدنش لحظه شماری می کنیم. خانه می تکانیم و وسایل را نو می کنیم.حتی در تقویم هایمان هم یک روز به نامش ثبت شده!

و او می آید با آمدنش زمین زنده می شود، طبیعت جان تازه ای می گیرد. درختان وگیاهان زنده می شوند وریه هایت پرمی شود از گلها وشکوفه های بهاری.

غرق در زیبایی ها،خوش می گذرانیم. انقدر خوشیم که جز خوشی خودمان به هیچ چیز دیگر توجه نمی کنیم. نه خورنده نه جونده وپرنده

گاهی باسهل انگاری هایمان آتش به جان طبیعت می افتد وهر آنچه نعمت به برکت بهار داشتیم به فنا می رود. وگاهی با زباله هایمان نفس طبیعت را می گیریم. گاهی هم عده ای ژن خوب به جان طبیعت میفتند وتکه تکه اش می کنند. می بلعند ومی بلعند واسمش را می گذارند پیشرفت و تمدن، جهت جذب توریست!

یک روز آب رودخانه ای رامی خشکانند ولوله می کشند به جای دیگر وتمام رگ حیات شهر را پر می کنند از شن وماسه وسنگ و آسفالت!! تا بقول خودشان بشود جاده .اندکی بعد خانه سازی ها شروع می شود!! ساخت خانه علاوه بر آهن و.. چوب هم می خواهد، قرعه به نام درختان زبان بسته می افتد. درخت را یکی پس از دیگری گردن می زنند دریغ از آنکه جایگزینش نهالی زده شود. وچنین می شود که زمین سبز تبدیل به کویرمی گردد. هربادی، گرد و خاک هوا می کند. وهر بارانی سیل به بار می آورد.

یک مثل قدیمی در گویش محلی ما مرسوم است که می گوییم آب خُوشِه راهَ پِیدا کُنِه یعنی آب هرجا بود دوباره به همان جا برمی گردد! متاسفانه حکایت سیل عجیبی که این روزها گریبان مردم کشورمان را گرفته با این مثل قدیمی بی ربط نیست.

این روزها شاهد خشم طبیعت هستیم. رودخانه های خشک شده طالب حقشان بودند، گویی صدای ناله هایشان به گوش ابرها رسید. وابرها به حال زارشان گریستن آنقدر که سیل به راه انداختند. و هرچه از زباله در کوه ودشت بود سیل باخودش برای ما به سوغات آورد. اما این سیل باخودش یک درس هم داشت که اگر بفهمیم برای تمام عمرمان بس است. اینکه اگر حرمت طبیعت رانگه نداریم او هم حرمت ما را نگه نمی دارد که هیچ، هرچه از آن اوست از ما پس می گیرد.

از ماست که برماست. ای کاش مسئولین تدبیری کنند وجلوی دست درازی ها وپروژه های غلط را بگیرند، ای کاش آنانکه کوتاهی کردن ومصوب این خسارت هستند،محاکمه شوند.

به امید روزی که هرکسی در پست درست قرارگیرد. و کارها به متخصصین متعهد سپرده شود.بلکه رفتارها باطبیعت حساب شده تر گردد.

به قلم: نویسنده وبلاگ طوفان واژه‌ها

https://tofanvajeha.kowsarblog.ir/