طلبه نوشت
خشم شب

پنجشنبه 1 آذر 1397

خشم شب

اسم رزم شب(خشم شب) به گوش همه‌ی ما آشنا است. خاطرات خوش اما تلخی که بر روی آن سنگ‌ها به ذهن تداعی می‌شوند. آهنگ‌های انقلابی که نوازشگر گوش است و حس غروری را در درونت ایجاد می‌کنند. زمانی که جنایات آن گرگ‌های درنده را تعریف می‌کنند، قطرات اشک است که چشمانت را نوازش می‌دهند و بغضت گلویت را می‌شکند تا صدای شکستن این بغض به آسمان‌ها برسد. اما به محض شنیدن عملیات‌های غرورآفرین و پیروزمندانه جیغ است و دست و هورا و الله‌اکبر ، که دلها را نوازش می‌دهد. آن لحظه احساس افتخار می‌کنی، می‌فهمی که این انقلاب راحت هم به اینجا قدم نگذاشته، خون دلها خورده تا به دستمان رسیده است. چه کودکانی که غریبه در آغوش مادر لالایی آخر را شنیدند و برای همیشه در سینه دلشان ضبط شد. چه جوانانی که تکه‌تکه شدند و با خونشان درخت انقلاب را آبیاری کردند. چه زنان شیردل و مردان غیرتمندی که از همه چیزشان گذشتند تا امروز با امنیت به هرکجای وطنمان سفر کنیم.
پس قدر این امنیت را بدانیم و به مقام شامخ شهیدان ادای دیِن کنیم.