طلبه نوشت
زندگی‌ات را از نو شروع کن!

پنجشنبه 24 آبان 1397

زندگی‌ات را از نو شروع کن!

در روایات فرموده‌اند: وقتی زائر کربلا از حرم امام‌حسین(ع) برمی‌گردد، ملکی از جانب رسول‌خدا(ص) به او سلام می‌رساند و می‌فرماید: هرچه در گذشته‌ات بوده، پاک شده است (گناهانت بخشیده شده) حالا عمل و زندگی‌ات را از نو شروع کن!

سلام بر اربعین و سلام بر بانوی صبر و عفاف و کرامت، سلام بر زینب   سلام‌الله علیها و سلام بر زائران اربعین، زائران جاده عشق و عزت، جاده نور و نعمت، جاده لطف و لطافت، و سلام بر قدم‌های اولین و اخرین این مسیر اولین قدم، که از نجف آغاز می‌شود و چه آغازی، وقتی وارد شهر نجف می‌شوی تک‌بیت زیبایی بر بالای پل عوارضی ورودی نجف چشم را که فقط نه دل راهم می‌رباید آنگاه که میخوانی :

شَرَفٌ لیسَ بَعدَهُ شَرَفُ                 
أنَّکَ الآنَ عَرشُکَ النَّجَف
از خود می‌پرسی من کجا و این شرافت کجا؟ راستی که شرف المکان بالمکین! تمام عزت این شهر به مولای مظلومان عالم امیر رستگاران و امام تقوا پیشگان است. در این کش و قوس خود را در ابتدای خیابانی می‌بینی که به خانه دوست نزدیک است... شوق زیارت دلت را پر می‌دهد تا در حریم حرم آرام بگیری و تمام ناگفته‌های عمرت را در یک نگاه با امام مهربان درمیان بگذاری. در حریم پر نورش هرچه سجده شکر بجا می‌اوری بازهم کم است. دلت می‌خواهد بیشتر بمانی اما فرصت کم است باید راه جاده عشق را پیش بگیری کم‌کم از کنار پل حکیم قدم برمی‌داری. می‌خواهی با نجف وداع کنی اما چون وداع از نجف ممکن نیست دل می‌سپاری و قدم برمی‌داری. با خود زمزمه می‌کنی پشت سر مرقد مولا، پیش رو جاده و صحرا، بدرقه با خود حیدر، پیش رو حضرت زهرا سلام‌الله علیها...
ارام ارام اشک‌ها هم به کمک قدم‌ها می‌آیند تا نقش نورافشانی را بازی کنند. جلو می‌روی و هرقدم می‌پرسی آیا زائر شهید عالمین می‌شوم؟ از موکب‌ها عبور می‌کنی، در اندرون دل التماس می‌کنی خدایا هرقدم این مسیر را بر نفسی بگذار که سرد و ظلمانیم می‌کند. وقتی به موکب امام رضا علیه‌السلام می‌رسی به یاد همه کسانی که در روز بدرقه گفتند رسیدی به موکب امام رضا علیه‌السلام یادم کن، به یاد همه‌شان زیارت امام رضا علیه‌السلام می‌خوانی: اللهم صل علی علی بن موسی الرضا علیه‌السلام. جان تازه می‌گیری انگار قدم‌ها سبک‌تر می‌شوند و تا موکب جمکران پر می‌کشی. نماز استغاثه اقامه می‌کنی و دعایی زیر آسمان جاده... وقتی به مدینه امام حسن مجتبی می‌رسی یادت می‌آید، اگرچه عازم قبر شهید کربلا هستیم، به هر موکب نمک‌گیر امام مجتبی علیه‌السلام هستیم، سلامی بر غریب مدینه می‌خوانی و راهی کربلا می‌شوی. در میان راه عمودها را رمز گذاری می‌کنی از صد تا دویست، الله اکبر! از دویست تا سیصد سبحان الله، از سیصد تا چهارصد، الحمدالله، .....تا می‌رسی به صد عمود نهایی از اینجا به بعد دو ذکر بر لبان قلبت جاری است اولی: اللهم عجل لولیک الفرج، و دیگری فریاد یا محمداه زینب رسید به کربلا.  تمام انچه در روضه‌ها شنیده‌ای تصویر می‌شود لحظه به لحظه تا انکه پای عمود آخر، اشک‌ها امان قلب را می‌برند. با همان غبار راه وارد حرم می‌شوی خستگی و غبار راه یادت می‌رود وقتی در انتظار زیارت پشت سر زائران منتظر ورود می‌شوی، و وقتی در این انتظار زیبا زیارت عاشورا می‌خوانی، وسعت زمین و آسمان کمکت می‌کنند تا نفس بگیری، ثانیه‌های تحت قبه‌الحسین علیه‌السلام را نمی‌توان توصیف کرد فقط باید گفت آنجاست که می‌فهمی چرا زیارت کربلا از عمر انسان محسوب نمی‌شود قانون کمیت به کیفیت بدل می‌شود! دست‌ها و چشم‌ها و نفس‌ها رو به آسمان حسینی ندای اللهم عجل لولیک فرج سر می‌دهند. و تو گوئی انسان دیگری می‌شوی، تازه متولد شده! آماده تغییر، اماده زندگی حسینی می‌شوی.


در روایات فرموده‌اند: وقتی زائر کربلا از حرم امام‌حسین(ع) برمی‌گردد، ملکی از جانب رسول‌خدا(ص) به او سلام می‌رساند و می‌فرماید: هرچه در گذشته‌ات بوده، پاک شده است (گناهانت بخشیده شده) حالا عمل و زندگی‌ات را از نو شروع کن! «اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ» (کامل‌الزیارات/132
این عجب نیست از امام مهربانی که شیوه‌اش کرم و سیره‌اش هدایت و کرامت و عنایت است. آری مهمانت می‌کنند تا طعم زندگی با مولا را بفهمی و اگر خوب دقیق شوی خواهی دید این نگاه کریمانه  در تمام قدم‌های عمر همراه توست و این تو هستی که از امروز که گذشته ات را فرزند زهرا سلام‌الله‌علیها به عهده گرفته است لحظات اینده را چگونه رقم میزنی ؟ باشد که تمام عمر به ولایت ائمه معصومین علیهم‌السلام رمز طهارت و تقوا و علم و حلم ، به حسن عاقبت مهر زنند.