طلبه نوشت
صراط عشق

چهارشنبه 20 تير 1397

صراط عشق

قاصدک خیالم را در ازدحام شهر گم کرده‌ام و مدتی است برای یافتنش راه دل را در پیش گرفته‌ام که شاید نشانی از گمشده‌ام بیابم . اما دلتنگی برای گمشده‌ام بهانه‌ای شد که قلمم را برای لحظه‌ای تامل، به سمت همدلی‌ها روانه کنم و حکایت‌گر روزگارمان باشم

قاصدک خیالم را در ازدحام  شهر گم کرده‌ام و مدتی است برای یافتنش راه دل را در پیش گرفته‌ام که شاید نشانی از گمشده‌ام بیابم.
اما دلتنگی برای گمشده‌ام  بهانه‌ای شد که قلمم را برای لحظه‌ای تامل، به سمت همدلی‌ها روانه کنم و حکایت‌گر روزگارمان باشم.
 مدت‌هاست آسمان شهرم را ابرهای تیره فراموشی و غفلت‌ها، فرا گرفته است و برگ‌های زرین روزگارمان را فراز و نشیب‌های مشکلات در برگرفته اند.
با دلم هم‌نوا شده‌ام که شاید خبری از حال و هوای دل  مردم سرزمینم بگیرم. در همین دقایق بود که دانستم، در کوچه کوچه محله‌های سرزمینم شور دیگری برپاست، چرا که  در جستجوهایم، مهمانان افلاکی زمین را یافتم که چه زیبا بندگی حقیقی را  تفسیر می‌کنند. لحظاتی که بپا می‌خیزند و با آفتاب مهربانی  آسمان قلب صبورشان، ابرهای تیره فراموشی را کنار می‌زنند و با  نسیمی ملایم در کوچه پس کوچه‌های انسانیت پیچ و تاب می‌خورند و قلب‌های رئوف را با خود همراه می‌کنند.
خدای من….
 در مسیرم می‌بینم دست‌های یاری‌گر بندگان حقیقی‌ات را، که چه عاشقانه صراط عشق را در پیش گرفته‌اند و در این هیاهوی فراموشی همچون طبیبی مهربان در پی  بیماران خود روانه‌اند و بر بالین‌شان می‌نشینند و صبورانه ناله‌های خسته را پاسخ‌گو می‌شوند و گوهر وجودشان را در دستان هم‌نوعان‌می‌نهند   .
جهانیان بدانند که رهگذران خاکی سرزمینم  در پی صراط عشقند و بندگی حقیقی را باید در دل‌های زلال‌شان جستجو کرد. چرا که رهرو راه  ولی‌خود هستند و در این راه به مولای‌شان حیدر کرار اقتدا می‌کنند و در اوج مشکلات یاری‌گر حقیقی  یکدیگرند.
خدای من....
 مردم سرزمینم را در پناه خود حفظ کن و در این فرازو نشیب‌های آخرالزمان، پناه‌مان باش که جز تو یاوری در برمان نیست.
آمین یا رب العالمین.

به قلم :شهاب الدینی

برچسب ها: منتخب روز