طلبه نوشت

کمال انقطاع
دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۸

کمال انقطاع

خدایا دلم را به نورت تجلی ده تا دیده ام روشن شود و تاریکی های دیدگانم کنار رود و تو را ببینم. دل و دیده هر دو فریاد می کنند از ندیدنت با نور عظمتت روشنی بخش دیدگانم شو تا غرق شوم در عظمت دیدارت و روحم بپیوندد به مقام قدسی ات ای پروردگارم.


تو یک لحظه نابی
دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۸

تو یک لحظه نابی

برای من، تو یک لحظه‌ی نابی، لحظه‌ای که من در جستجوی آنم. می‌آیی آرام اما، گذرا. برای من، تو آن نسیم دل‌انگیز صبحگاهی، که عطرت همه‌ی خانه‌ها، کوچه‌ها و خیابانها را پر می‌کند. هوای خانه‌ام مملو از عشق و آرامشت می‌شود و من خواهان نفس کشیدن در هوای تواَم، آرام، اما پی در پی.


شعبان را چگونه گذراندید؟
دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۸

شعبان را چگونه گذراندید؟

می خواستم ننویسم از برخی ها. ننویسم برخی هامان معرفتمان به قطب عالم مکان، به حافظ اسرار پروردگار جهانیان، به ذخیره خدا برای یاری دین، به تحقق بخشنده هر حقی، به نور خدا که خاموشی ندارد، به حجت خدا بر هرکس در زمین، به فرزند نورهای درخشان به ترجمان کتاب الله، به باب الله، به نور الله، به حجه الله، به سبیل الله، به وعد الله، به خلیفه الله، به میثاق الله، به ولی الله، به رحمه الله، به بقیه الله، به مصداق حاضر و ناظر جامعه کبیره تا حدی بود که جشن میلادش را با کف و دف و پایکوبی و آهنگ و صوت و موسیقی و مداحی های حرام آمیختیم و از اختلاط و نگاه حرام و گناه پرهیز نداشتیم. سلیقه ها را ملاک رفتار قرار دادیم و با الگو کردن اشتباهات رسانه ملی، نبایدها را توجیه کردیم. عقده گشایی کردیم به جای گره گشایی!


پاییز و انتظار
چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۸

پاییز و انتظار

اکنون نقش می‌زنم آن روز پاییزی را که زیر درختی دیدمت. همان درخت باشکوه و استوار که مرا به یاد قامت بلندت می‌انداخت. زیر همان درخت با هم قرار عاشقانه بستیم. همان جا که دستانم را میان دستان قوی و مردانه‌ات گرفتی و راز دلت را چنان عاشقانه فاش کردی که قلبم را به انقلابی طوفانی دعوت کردی. مرا بردی به دنیایی جدید. همان‌جا که گفتی معشوق اولت خداست و معشوق دومت من هستم.


دلتنگ
سه شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۸

دلتنگ

السلام علیک یا شمس الشموس. السلام علیک یا انیس النفوس. السلام علیک یا غریب به ارض طوس و رحمت الله و برکاته.


چای، عشق، خاطره
سه شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۸

چای، عشق، خاطره

رو‌به‌روی هم روی زمین می‌نشینیم. صدا بلند می‌کنم، دختری بدو چایی مامان پز و پدر ریز آماده شد. جرعه‌جرعه عشق می‌نوشیم.


شُکر و شکوه
دوشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۸

شُکر و شکوه

دلمان می‌خواهد، همه چیز بر وفق مرادمان باشد اما همین ناملایماتند که شیرینی ملایمات را به ما می‌چشانند.


همسَر یا همسِر مساله این است!
دوشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۸

همسَر یا همسِر مساله این است!

بین همسَر و همسِر، فقط یک کسره تفاوت است، اما همین یک کسره خودش راوی حکایت و فراز و نشیب‌های شروع یک زندگی است.


قسم به عطر معطر اردیبهشت
شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۸

قسم به عطر معطر اردیبهشت

قسم به جان تو که اگر نام قدیسین مقدم نبود دخترکان پرورده ی ذهنم را به نام تو می سرودم تا در کاشانه ی افکارم همچو قمصر کاشان همواره عِطر گلاب و گلاب گیری در هوایش معلق باشد!


جای خالی عمه
شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۸

جای خالی عمه

عمه که بیمار شد دیگر نتوانست به دبیرستان برود .حال عمه روز به روز به وخامت می رفت .گاهی دستان مرا می گرفت و با هم به دبیرستانش می رفتیم ،می دیدم به دوستانش چگونه نگاه می کند .سری به دبیرهای مورد علاقه اش می زد و سپس برگه های امتحانی را می گرفت که در خانه حل کند .