طلبه نوشت

فوق لیسانس!
سه شنبه ۱۱ دى ۱۳۹۷

فوق لیسانس!

راست میگفت برای رخت شستن و بچه بزرگ کردن دیپلم زیادی هم بود چون وقتی میخواستم برای بدنیاآوردن بچه اولم بستری شوم از من کپی آخرین مدرک تحصیلی ام را نخواستند ، برای جدا کردن لباسهای سفید و تیره و پشت و رو کردن لباسهای بچه که پرز ندهد هم فرقی نمیکرد دیپلم باشم یا بی سواد.اما من نشستم پشت میز دانشگاه ،همینطوری الکی الکی نه، کلی تلاش کردم ،پیش نیاز گذراندم ،واحد های ریز و درشت پاس کردم تا اینکه فوق لیسانس اقتصاد مقاومتی گرفتم ،الان هم خیلی افتخار می کنم.


قورمه سبزی
سه شنبه ۱۱ دى ۱۳۹۷

قورمه سبزی

_الحمدلله شوهر من یه حقوق حداقلی داره اما اون بیچاره هیچی تو دست و بارش نیست، بعدش هم خدا برکتش را می ده، تو غصه نخور.
خدا را شکر خرج دکتر و دوا نداریم. انشاءالله سلامتی برای همه باشه برای ما هم باشه،
خدا خودش گفته از خویشان و اقوام غافل نشید، منم در حد وسعم حرف خدا راگوش می کنم انشاءالله یه نظری بهمون بکنه.


طعم کودکی
شنبه ۸ دى ۱۳۹۷

طعم کودکی

این روزها هربار که چادر روی سر مادر می بیند اشک می ریزد، پیمانه ی صبرش لبریز شده از
ندیدن مادرش. اشک می ریزد و می خواهد که کنارش بماند. به زمین و زمان چنگ می زند.
تلفن خانه را برمی دارد، تا صدای پدرش را می شنود ناله کنان می گوید: باز مامان می خواد
منو تنها بذاره.


جنگ نرم
چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷

جنگ نرم

شاید دیر نباشد بازنده ‌شدن در جنگی که دیری است به نرمی آغاز شده است!

و شاید دیر نباشد بلند شدن دوباره در میدان نبردی که چیزی به ذبح کامل فرهنگ و ارزش‌هایمان در میدانش نمانده است !

وَ اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ …


تربیت دینی
دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷

تربیت دینی

پیامبر فرمودند: پدران و مادران آخرالزمان، بیشتر توجه خود را صرف برآوردن نیازهای مادی فرزندان خود نموده و از تربیت دینی آن‌ها غافلند. برخی از آن‌ها، چیزی از واجبات و فرائض را به فرزندانشان نمی‌آموزند و اگر فرزندی شخصاً برای یادگرفتن احکام اقدام نمود، او را از این کار باز می‌دارند و در مقابل امری گذرا و اندک از دنیا، از آنها خشنود می‌شوند، و تنها به كاميابى‌‏هاى دنيوى آنها راضى‏‌اند.


اجدادِ ” دلت پاک باشه “ها
پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۷

اجدادِ ” دلت پاک باشه “ها

سمشون مُرجئه بود! میشه گفت اجدادِ ” دلت پاک باشه “های امروزی! فرقه بودن برا خودشون! درست نقطه مقابل خوارج، که میگفتن پاتو یکم از دین چپ بزاری خونت حلاله!


در انتظار نوعروس
دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷

در انتظار نوعروس

آن آقا بعد پارک ماشینش ،سریع خیابان را وسط زد و از دستگاه پولش را گرفت و من بلافاصله بعد از او در حال انجام عملیات گرفتن پول شدم .پول نگرفته بودم که صدای فریادی شنیدم پشت سرم را نگاه کردم و چیزی نفهمیدم ...


دسته گل عروسی
دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷

دسته گل عروسی

بعضی از موقعیت ها، اشخاص، اشیاء، احساسات و غیره و غیره همون آلیوم کِپاهای دور و برمون هستن! اونی که هستن نیستن! در حد خودشون خوبن نه بیش از آنچه که هستن… اصلا برای اهل دلش، کل دنیا یه جور آلیوم کپای بی ارزشه! اونی که هسـت، نیــست!


یادت باشد
یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷

یادت باشد

قلبم آتش گرفت. اشک‌های چشمانم را پاک کردم و با بغض کتاب را به آخر رساندم. نطقم باز نمی‌شد. سرتاسر سکوت بودم. سکوتی که نشان دهنده‌ی این بود که معلق مانده‌ام و نمی‌دانستم‌ کجای راه قرار دارم. شاید جاماندگی تمام وجودم را به اسارت خود برده بود و این سکوت مثل خوره‌ای به جانم افتاده بود. سکوتی که نشان می‌داد این کتاب خودش راه هدایت امثالی مثل من است که با نور امید شهیدی به ادامه مسیرشان می‌اندیشند.


آبنبات
یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷

آبنبات

هنوز پایم به دفتر مدرسه نرسیده بود، دیدم یکی از بچه‌ها به سرعت و خانم خانم گویان به طرفم می‌دود، به طرفش برگشتم و او آهسته و نفس‌زنان گفت خانم عسل دفتر نقاشی شو با آبنبات ِ ریحانه عوض کرد!