طلبه نوشت

دجال ستیزان
دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶

دجال ستیزان

شاید نام وبلاگ چیزهای عجیبی توی ذهنتان تداعی کند. اما خود وبلاگ چیز خوبی است. دست‌نوشته‌های خوبی دارد. بخوانید و لذت ببرید. در ادامه یکی از پست‌های این وبلاگ را با هم می‌خوانیم


صحیفه سجادیه
دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶

صحیفه سجادیه

یادم هست اولین باری که برای خودم صحیفه ی سجادیه خریدم قرار بود کلاس ترجمه و تفسیر صحیفه برگزار شود. حیف که بیشتر از دو جلسه طول نکشید اما همین دو جلسه ی کلاس راه جدیدی برایم گشود.


تجارب طلبگی
شنبه ۶ آبان ۱۳۹۶

تجارب طلبگی

بالای کوه ایستاده بودم، همه جا سفید بود،جفت پاهام توی برف فرو رفته بود؛، جوراب ها و قسمتی از پاچه شلوارم خیس شده بود باد و بوران، برف را مانند شلاق به صورتم می زد،احساس می کردم که باد به گوشم فرو می رود و از گوش دیگرم بیرون می آید! صدای زوزه باد من رابه یاد زوزه گرگ در فیلم ها می انداخت .تردید می کردم صدای باد است یا گرگ! چادر و به خود می پیچیدم که باد نبره. آن زمان تلفن همراه نداشتم شاید هم هنوز نبود که به همسرم خبر بدم تا ماشینی برای بردنم بفرسته.


مبارزه
چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۶

مبارزه

امروز چند مرتبه با هوای نفست جنگیدی ؟


همه چیز همین‌جاست
سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶

همه چیز همین‌جاست

وبلاگ گروهی «همه چیز همین‌جاست» به عنوان وبلاگ برتر این ماه انتخاب شده است. این وبلاگ گروهی است و توسط جمعی از خانم‌های طلبه اداره می‌شود. دست‌نوشته‌ها، دغدغه‌ها، روزمرگی‌ها و دانسته‌هایشان را می‌توانید بخوانید. در ادامه یکی از مطالب این وبلاگ را آورده‌ایم.


جان ارباب
سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶

جان ارباب

وقتی جمعمان جمع می شود، اولین حرفی که شنیده می شود جمله تکراری خان داداش است که؛ «دلمان لک زده برای چای های آبجی صداقت». و راهی آشپزخانه می شوم و بعد از نیم ساعت با سینی چای بر می گردم. همیشه در این لحظه یاد می کنیم از پسر عمو و همه برای خادم الحسین که افتخارش دم کردن چای برای عزاداران امام حسین علیه السلام بود، صلوات می فرستیم.


خانه‌داری بهترین شغل دنیا
دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶

خانه‌داری بهترین شغل دنیا

بعد از 3روز از 7صبح تا 7شب سر پا بودن و سروکله زدن با 200و اندی آدم از سراسر کشور و کلی فشار کاری امروز بالاخره از صبح تا شب مال خودم بودم، کلاس‌ها پیچانده شد و خانوم خونه بودم و از زندگی بسی لذت بردم.


قلکی که مارا کربلایی کرد
دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶

قلکی که مارا کربلایی کرد

این روز ها توی حوزه وسط مباحثه های اصول و فقه، همه ی حرف ها ختم می شود به سفر اربعین، یکی با خوشحالی داخل کیفش را به دوستش نشان می دهد و پوشه مدارک پاسپورتش را با ذوق در می آورد ، دیگری فقط نظاره گر است و به صحبت ها گوش می کند و یکی حسرت به دل می نشیند و خودش را با کتاب سرگرم می کند


 بی جیغ و داد
شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶

بی جیغ و داد

تمام دیوارهای خانه را به نقاشی کله های گنده با چشم‌های تا‌به‌تا و دهان‌های کمانی محدب و مقعر که گاهی جای دماغ، در صورتک‌ها نشسته‌اند، مزین کرده است.


«قصه‌های من و اُو جیجَه»
پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶

«قصه‌های من و اُو جیجَه»