طلبه نوشت

نیاز یا بی‌نیازی؟
سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۸

نیاز یا بی‌نیازی؟

زمین خشک و شوریده دلم سالهاست که هوای باران بر دل آرزو دارد اما جز از سراب سیراب نشد.
چشمانم سالهاست که پای رفتن به خانه دل را ندارد گویی میان چشم و دلم فتنه ای نفاق کرده است.
نه آرزویی برای دل مانده نه رمقی بر چشمانم برای باریدن.


در محضر استاد
سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۸

در محضر استاد

استاد گرامیم در آستانه ماه مبارک رمضان برای قرب الهی ما، ایصال الی المطلوب نمودند و دست مارا گرفته قدم به قدم تا وصال حق رهنمون می شوند از آنجا که دوست دارم این شیرینی را شما نیز بچشید، بر این خوان دعوتید.
ایشان نکاتی چند از محضر مرحوم استاد آیت‌الحق کشمیری برای آمادگی ورود به ضیافت ماه مبارک رمضان را برای ما بیان نمودند.


باغبان
شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۸

باغبان

یادش بخیر! لمس سبزه و خاک و غلت زدن میان گل‌ها و مست شدن از بوی بهار نارنج، کار هر روز من بعد از زنگ آخر مدرسه بود!


هرکه عاشق شد معلم می‌شود
شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۸

هرکه عاشق شد معلم می‌شود

دستان کریمت بخشنده ی نور دانشی است
که خدا بر قلب پر از مهرت تابانده است.
این سایه ی مهرآفرین را
از سر ساقه های نورس و شکوفه های جوان
دریغ مدار


شهید معلمی
شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۸

شهید معلمی

مجاهدی منصف و آگاه به مقتضیات زمان که در مسیر تقریب حوزه و دانشگاه و رفع بی‌اعتمادی‌های فاحش میان این دو قشر، بلندای افکارش نه به مصادره روشن‌فکران دانشگاهی آن روز درآمد و نه در پستوی حجره‌های طلبگی حوزه‌های وقت، پنهان ماند.


طبس تذکر به دشمن
دوشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۸

طبس تذکر به دشمن

نیروهای آمریکایی با آن همه تجهیزات و تکنولوژهای در اختیار، به کویر طبس آمدند تا پایگاهی برای حمله جهت نجات گروگان های خود ایجاد کرده و زمینه حمله به بیت امام و چند نقطه حساس در تهران را فرماندهی کنند. اما زهی خیال باطل که با فرمان خدا، شن های صحرا چشمان آنها را بست و در نتیجه برخورد هلی کوپترهای آنها بهم، تمام نقشه هایشان برملا و نقش بر آب شد.


چند منزل؟
شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۸

چند منزل؟

سلام آقای خوبم! نمی‌دانم صدایم را می‌شنوی یا نه؟! نمی‌دانم، سلامم را می‌پذیری یا نه؟! نمی‌دانم که کجای این جهانی؟! نمی‌دانم که چه حس و حالی داری؟! اما به گمانمـ دلت سخت گرفته که این جمعه‌ها اینقدر دلگیرند، بی‌تابند …


سقا
چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۸

سقا

آن روز را به خاطر داری؟ با قد و قامت کودکانه ات سبوی آب را بردوش گرفتی و دوان دوان به سوی مسجد رفتی… نیمی از آب در کوچه و نیم دیگر بر شانه های نحیف اما پر هیبتت ریخت. تمرین می کردی آب آوری را یا چه؟!


زیباترین پاراداکس دنیا
چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۸

زیباترین پاراداکس دنیا

سپاهی مجهز و مسلح به عدوات جنگی که تقویم و تکوین آن بر معنویت و تکلیف آن، حفاظت از همان معرفت و معنویتی است که ملتی سالها در پی آن دوید و با خون خود ثبت و اثباتش کرد.
سربازان نظامی خدا و قرآن و سربازان برترین ارزشهای انسانی ...

و بی‌شک همین تلاقی بی‌بدیل اندیشه‌ها و اعتقادات آنها و مردم این سرزمین است که در تقدیر ذهنی همه منصفان و عدالتخواهان و آزادگان این مرز و بوم، تعظیم شده‌اند و قدر و منزلتی در خور یافته‌اند.


علمدار
چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۸

علمدار

علمداری را که پذیرفتی ! هم مدال جانبازی نصیبت می شود و هم افتخار آزاده بودن و تسلیم نشدن !!

و آنگاه است که یک پاسدار تمام عیار از دین و دیانت می شوی و آنچنان عرصه را بر دشمنانت ، تنگ می نمایی که تسلیم رنگ و آرمانت می شوند!!